گفت و گوی شیرزنان با کارگردانان فیلم "فوتبال سربسته"
14 اردیبهشت 1387
ورزش : فوتبال/فوتسال
شیرزنان- سولماز شریف: فیلم "فوتبال سربسته" به تازگی در برلین و نیویورک اکران شد. این فیلم مستند، داستان دیدار دو تیم فوتبال زنان ایران و برلین را به تصویر می کشد و توانایی جذب و کشش مخاطب را دارد. این کشش به چند دلیل می تواند باشد. فضای سربسته ورزش زنان ایران، اشتیاقی را برای بیشتر دانستن از آن به وجود می آورد و تبلیغ هوشمندانه فیلم نیز از وجود پیچ و خم های بسیار در فیلم گواهی می کند.
پس از دیدن فیلم این سوال برای بیننده به وجود می آید که چرا تنها یک بازی فوتبال که نظیر آن حداقل 5 بازی در طول هفته در جریان برگزاری لیگ برتر فوتبال آقایان انجام می شود، آنقدر باید ماجرا در بطن اش بپروراند که توانایی ساختن فیلمی 80 دقیقه ای را به وجود آورد. حاشیه های بسیار که تنها مصرف کننده انرژی و منحرف کننده ورزش زنان از هدف اصلی آن یعنی حرفه ای بودن، هستند. در خصوص این فیلم پرحاشیه، سوالات بسیاری وجود دارد که پاسخ برخی از آنها را در گفت و گوی زیر با دو کارگردان فیلم (آیت نجفی و دیوید آسمن) می یابیم.
در یک ظهر نیمه ابری نیویورک در کافه "پاتوق فیلمسازان" پای صحبت این دو نشستیم. آنچه در پی می آید حاصل این نشست یک ساعته است:
خودتان را معرفی کنید.
آیت: من آیت نجفی 31 ساله هستم. ساکن تهرانم و موقتا در برلین، یک پروژه کاری را در دست دارم. در زمینه سینما و تئاتر نیز تحصیل کرده ام.
دیوید: من دیوید آسمن هستم کارگردان سینما و دانشجوی فیلمسازی.
چطور مقوله فوتبال زنان برایتان جالب شد؟
آیت: حدود 5 سال پیش با یکی از خبرنگاران خارجی مقیم ایران صحبت می کردم که از یک دختر فوتبالیست گفت. با او مصاحبه کرده بود و این برای من بسیار عجیب آمد. چرا که من به عنوان یک ایرانی اصلا نمی دانستم که زنان ما فوتبال بازی می کنند و حتی تیم هم دارند اما خبرنگاران خارجی موفق به گرفتن مصاحبه هم از آنها شده بودند. همین بسته بودن فضا و بی خبری از این تیم، به نظرم سوژه جالبی برای فیلم آمد. به دنبال یکی از بازیکنان گشتم که به معنای واقعی کلمه به سختی موفق به پیدا کردنشان شدم. خانم بنفشه علوی. فیلم کوتاهی از ایشان و فوتبال زنان ساختم که به فستیوال سال 2005 برلین فرستادم.
پس این اولین فیلم ورزشی شما نیست؟
آیت: نه. همانطور که گفتم فیلم را تهیه کرده بودم که شنیدم در برلین فستیوال فیلم کوتاهی با موضوعیت فوتبال هست. من هم 4 دقیقه فیلم تهیه کردم و فرستادم.
سوژه این فیلم از کجا آغاز شد؟
آیت: در همان فستیوال فیلم کوتاه برلین، تنها دو فیلم از فوتبال زنان وجود داشت. یکی فیلم من از ایران بود دیگری هم فیلم مارلین از آلمان. همین مسئله ما را به هم نزدیک کرد. مارلین نیز تحصیلکرده سینماست و کارگردانی می کند. در آن زمان به تازگی تیم فوتبالشان را به عنوان یک تیم محلی راه اندازی کرده بودند که با هدف تهیه اسپانسر، یک فیلم تبلیغاتی کوتاه از تیم محلی خودشان ساخته بود. درحین گفت و گوهای دراز مدت ما با هم و پرسش های مارلین درباره فوتبال زنان ایران، وی به این نکته پی برد که فوتبالیست های زن ایرانی با هیچ تیم خارجی مسابقه نمی دهند. بحث بر سر این موضوع ما را بر آن داشت تا فکری در این خصوص بکنیم. بعد به صورت تصادفی و در حین گفت و گو طرح دیدار دو تیم فوتبال ایران و برلین به ذهنمان رسید.
دیوید: مارلین خواهر من است. ما همیشه با هم و به همراه دو خواهر دیگرم کارهای سینمایی را انجام می دهیم. در مورد این کار هم او طرح را پیشنهاد کرد، من هم خوشم آمد و کار را شروع کردیم.
فکر نمی کردید موفق به دریافت مجوز نشوید؟
آیت: نه. مدت طولانی هست که در سینمای ایران کار می کنم و به نوعی به راه و چاه کار وارد شده ام. ضمن آنکه آن زمان، هنوز دولت خاتمی بر سر کار بود. به وزارت ارشاد رفتم که گفتند چون موضوع فوتبال است، فدراسیون باید تصمیم بگیرد. فدراسیون هم موافقت کرد و موفق به گرفتن مجوز شدیم.

در کار هم مشکلی نداشتیم تا زمانی که سفارت ایران در برلین شروع به سنگ اندازی در کارمان کرد و تا حد جلوگیری از پروژه پیش رفت. در نهایت به این توافق رسیدیم که فیلم در ایران اکران نشود و کار را ادامه دادیم.
در فیلم بازیگران اصلی نارمیلا و نیلوفر هستند. چرا این دو را انتخاب کردید؟
آیت: در ابتدای کار در هر دو شهر (تهران- برلین) با دختران زیادی همکاری کردیم. اصلا در ابتدای کار قرار نبود که این دو بازیگران اصلی ایرانی باشند. حتی در بین آلمانی ها نیز در ابتدا نمی دانستیم که ثنا ال- آقا نقش اصلی خواهد بود. اما به مرور مشکلاتی پیش آمد که ما را مجبور به جایگزینی کرد. مثلا از ایران بنفشه قرار بود باشد چرا که شخصیت بسیار جالبی دارد اما وی به دلیل مشکلاتی که با فدراسیون پیدا کرده بود، به طور کلی فوتبال را رها کرد. یا در آلمان دختری که قرار بود، بازی کند حامله شد و یکسال از ورزش کناره گیری کرد. بعد از این موقعیت از بین گزینه های موجود به دنبال سوژه های تازه گشتیم و به نیلوفر، نارمیلا و ثنا رسیدیم.
به این دلیل که نیلوفر دختری است شجاع و به اصطلاح بی کله. آن جمله معروفش در فیلم که می گوید هر کاری بخواهم می کنم، دقیقا خودش و نسل او را نمایندگی می کند. ضمن آنکه با هوش هم هست. حال درست در نقطه مقابل او نارمیلا قرار دارد که او نیز باهوش است اما محتاط. یادگرفته است که کجا حرفش را بزند و چگونه موقعیتش را حفظ کند. ضمن آنکه مادر نارمیلا نیز کمک بزرگی به انتخاب شدن وی کرد.
دیوید: همانطور که در فیلم می بینید مادر نارمیلا بازیکن فوتبال در زمان قبل از انقلاب بوده است. به هنگام ازدواج، شوهرش با ورزش او مخالفتی ندارد اما بعد از ازدواج او را از ادامه ورزش منع می کند و بعد هم که انقلاب می شود و فوتبال به همراه سایر رشته های ورزشی به طور کلی برای زنان منع می شوند. حال این مادر تمام آرزوهای خود را در دخترش پیاده می کند و علی رغم سنش که دیگر در دوران جوانی به سر نمی برد، با دخترش تمرین می کند.
آیت: ضمن آنکه این دو بازیکن هر دو از طبقه متوسط جامعه اما یکی متوسط رو به بالا و دیگری در مرز متوسط جامعه قرار دارند. به طور کلی تضاد ها، شخصیت ها و موقعیت این دو بازیکن موجب شد تا آنها را انتخاب کنیم. البته این را هم اضافه کنم که خیلی تلاش کردیم تا بازیکنان شهرستانی را انتخاب کنیم اما بسیار سخت بود و پشیمان شدیم.
و دلیل انتخاب بازیکنان برلین؟
آیت: از این سو، ما ثنا را داریم که بسیار شبیه نیلوفر است. دختری است شجاع و نترس. در رویا سیر می کند. به عنوان مثال نیلوفر خواب دیوید بکام را می بیند که به فارسی صحبت می کند و ثنا هم خواب می بیند که قهرمان جام جهانی شده است. در عین حال ثنا از خانواده ایست ترک، مسلمان و مذهبی اما باز هم اختلافات زیادی بین مذهب و نگرش او و آنی که در ایران رایج است، وجود دارد.

نیلوفر در طول فیلم حجاب ندارد. کلام و افکارش را هم صریحا بیان می کند. از سوی دیگر در فیلم هم می بینیم که علی رغم حضور مداوم و خوب در تیم، به ناگهان از تیم ملی خط می خورد. آیا فکر می کنید که همین موضوع دلیلش حضور در فیلم باشد؟
دیوید: بله ما هم اینطور فکر می کنیم.
شما به او گفتید که این پوشش را داشته باشد؟
دیوید: نه نه اصلا. ما حتی به او گفتیم که ممکن است مشکل برایش به وجود بیاید اما او گفت حاضر به تغییر شخصیتش نیست. و متاسفانه گویا هنوز هم موفق به پیوستن به تیم ملی نشده است. نارمیلا هم همانطور که در خود فیلم می بینید، مادرش او را مجبور به پوشیدن مقنعه می کند.
در طول فیلم می بینیم که مردم تماشاچی به اکثر صحنه ها می خندند. به نظر شما آیا فیلم محتوای کمدی دارد یا آنها با دید تمسخر می نگرند و می خندند؟
دیوید: فیلم اصلا در مرحله فیلمبرداری برای ما خنده دار نبود. در هر لحظه ما فکر می کردیم که کل پروژه به اتمام رسیده است. مثل آن زمان که لباس ها آماده نشد اما مردم خندیدند. این نکته از یک بابت برای ما خوب است که فیلم را به گونه ای ساخته ایم که علی رغم مستند بودنش، کسل کننده نباشد. واقعی باشد تا حس همزادپنداری را هم در بیننده برانگیزد.
فکر می کنیم دلیل اخراج نیلوفر، بی حجابی وی در فیلم بود
آیت: من فکر می کنم هم شادی و هم غم را در آن خنده ها می توان یافت. آن احساسات مردم بود که اینگونه ابراز می شد. اگر نکته خنده داری وجود داشت، ما به وجود نیاوردیم. این خود دولت بود که با حرکت های نا معقول آن حس را تلقین می کرد.
دیوید چه چیزی تیم برلین را بیشتر از همه آزرد؟
حضور دو مامور حراست. همانطور که در فیلم می بینید آنها حتی برای لحظه ای از ما دور نبودند. هیچگونه حس آرامش و امنیتی برای ما وجود نداشت. کاری نمی کردیم که نیاز به حضور دو مامور همیشگی با بچه ها باشد. و یا در هتل به من و خواهرم اجازه نمی دادند یک اتاق بگیریم. در حالیکه من و او باید در خصوص کار با هم هماهنگ می شدیم.
با این تجربه باز هم به ایران بر می گردی؟
صددرصد. مردم ایران، مردمانی فوق العاده هستند.
اشاره کردید اجازه اکران فیلم در ایران را ندارید. چه برنامه ای دارید؟
آیت: اگر کسی دعوت کند برای اکران خصوصی فیلم استقبال می کنیم. و گرنه می دانیم که متاسفانه پس از آمدن سی دی فیلم به بازار، به صورت بازار سیاه به دست مردم خواهد رسید. اگرچه این نکته برای ما مضر است اما حداقل این حسن را دارد که مردم می بینند که زیر این فضای سربسته چه خبر است.